از تو ممنونم رفیق

1. چشمان پف کرده ی قرمز و عطسه های پشت سر هم و دستمال کاغذی های پراکنده ... از همه ی اینها بدتر عطسه هاییست که وسط راه پشیمان می شوند و فقط چشمان خیس و سوزش بینی به همراه دارند . می خواهم بگویم لعنتی ... زبانم نمی چرخد به جایش می گویم : نعلتی ...

من از بچه گی با کلمه ی لعنتی مشکل داشتم . چند باری به اشتباه گفتم نعلتی و بهم خندیدند . برای همین همیشه از این کلمه کمتر استفاده کردم . حالا آمده ام بعد از مدتها بگویم لعنت به حساسیتی که درست وسط یک دلتنگی حاد خودش را به بدترین شکل ممکن نشان میدهد و نمی گذارد من با خیال راحت گریه کنم . خب این اصلا رمانتیک نیست که وسط گریه کردن ، پشت سر هم عطسه کنی و تازه زبانت هم نچرخد که بگویی لعنتی و بجایش بگویی نعلتی !!

2. همین که بفهمی اشتباه کردی و قبولش کنی یعنی یک مرحله ی دیگر برای بزرگتر شدن ! من هم اشتباه کرده بودم و حالا که قبولش کردم خیلی خوشحالم . حداقل اگر امروز ، من را ببینی می توانم بگویم فرق کرده ام ! نه بخاطر تو که به خاطر خودم . و همین من را یک عمر مدیون و ممنون تو خواهد کرد ... حتی اگر هیچوقت نباشی ! از تو ممنونم رفیق ...

3. ماه رمضان همیشه خوب بودن خودش را ثابت میکند . حتی اگر مثل امسال ، قبلش ، هیچ حس و حالی برای شروعش نداشته باشم !

/ 5 نظر / 30 بازدید
مریم

احساسات لعنتی

sama

از تو ممنونم رفیق ....[لبخند]

روشن

ای روزگار نعلتی[چشمک]

رها

1 رو چه خوب نوشتی. این نوع نوشتنت جذبم میکنه