چشمها ...

1. عکاس ، عکسهایم را در مانیتور کامپیوترش نشانم میدهد و میخواهد یکی را انتخاب کنم تا آن را چاپ کند . در یکی از عکسها احساس میکنم لبم کج شده . در دیگری انگار میخواهم دعوا کنم . در یکی دیگر هم چشمانم تا به تا شده . من هیچ وقت نتوانستم عکسهای پرسنلی ام را دوست داشته باشم و همیشه رفتن به عکاسی مثل رفتن به یک دندان پزشکی برایم یک کابوس بوده . با نگاه غم انگیزی عکسهای روی مانیتور را یکبار دیگر مرور میکنم و یکیشان را برای چاپ انتخاب میکنم .

یک جفت چشم ریز با افتادگی مسخره و پفی که وقتی میخندم خودشان را نشان میدهند . واقعا اگر حتی یک عضو زیبا در صورتت نداشته باشی ، زیبا بودن چشمها میتواند دلگرم کننده باشد . تمامی زیبایی آدمیزاد میتواند در چشم هایش خلاصه شود . برای منی که هیچ چشمی از نظرم زشت نیست و همه ی چشمها را میتوانم به طور شگفت انگیزی دوست داشته باشم خیلی دردناک است که چشمهای خودم را دوست ندارم !

2.

- من چشمهام زشته ... مگه نه ؟!

و مامان همان عکس العمل همیشگی اش را نشان میدهد ... عصبانی میشود و با غر غر میگوید خدایت را شکر کن که یک جفت چشم سالم بهت داده ! خجالت بکش .

و من که هنوز جواب باب میلم را نگرفته ام ، نق و نوق کنان حرفهایم را تکرار میکنم و دلم میخواهد با همان لحن عصبانی ادامه بدهد و آنقدر بگوید که من با خنده در جواب حرفهایش بگویم : نه ... نشد ! باید بگی تو زیباترین چشمهای دنیا رو داری تا من خیالم راحت بشه !!

شما نمیدانید ! مامانها با تعریف و تمجیدهایشان میتوانند آدم را تبدیل به ملکه ی زیبایی کنند .

 

/ 4 نظر / 26 بازدید
روشن

یه هاله ی از صورتت تو ذهنم هست...چشات یادم نیست! تو خوب فکر میکنی همه ی چشمها زیبان[لبخند]

زهرا

چرا فکر می کنی چشمات زشته؟؟؟؟مگه پف زیر چشم چشه؟؟من که خیلی دوست دارم.زیر چشای همکارم پف داره اونم مثل تو دوستشون نداره اما وقتی می خنده من ذوق می کنم و فقط به چشماش نگاه می کنم. تو چشمو می گی من در گیر پلک و پشت چشمم و از پشت چشم خودم خوشم نمیاد !

مهین

چشمات معصومترین چشای دنیاس وقتی میخندی دلم قنج میره واسه کیسه های زیر چشات :)

نعیمه.م

"خدایت را شکر کن که یک جفت چشم سالم بهت داده ! خجالت بکش"[چشمک] عزیزم زیبایی به چه درد می خوره وقتی درونِ آدم زیبا نباشه.........