روزهای ایده آل

1. راستش خیلی نا امید بودم ... حتی وقتی داشتم داخل صندوق می انداختمش زیر لب با حرص به خودم فحش میدادم ! بعد از رای دادن هم هیچ حس خوب و حماسه آفرینی و کوبیدن مشت در دهان اینو آن را نداشتم . اصلا دلمم نمیخواست بدانم بعدش چه می شود .

اما انگار چند ساعت کافی بود که از این همه نا امیدی پشیمان بشوم . 24 ساعت کافی بود تا یکباره برگردم به همان شور هیجان 4 سال قبل و فقط 48 ساعت کافی بود تا دوباره «سر اومد زمستون» را با صدای بلند گوش کنم و از اینهمه شوق روزهای پرامید اشک بریزم !!

2. نمی دانم شما چقدر این چیز ها برایتان هیجان انگیز است ... اما برای من می تواند حکم این را داشته باشد که برای چند لحظه به بهشت رفته باشم و بعد دوباره روی زمین برگشته باشم . اینکه سرت را از شیشه ی ماشین بیرون بیاوری و بلند بلند آواز بخوانی ... یا وسط مزرعه ی گندم بدوی و گندم بچینی ... یا جایی باشی که هیچ کس نباشد و با خیال راحت روسری را از سرت برداری و تا می توانی وزش باد را با همه ی سلول هایت حس کنی !! این چیزها می توانند من را برای مدت طولانی ای تغذیه ی روحی بکنند .


3. خوشحالم از اینهمه ایده آل بودن این روزها ...

4.

اتوبوس نوشت 6

اتوبوس نوشت 7

 

/ 6 نظر / 30 بازدید
شیوا

2- برای من هم هیجان انگیزه.. (وچنان بیتابم که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه دورها اوایی است که مرا میخواند) 3- چه عکس خوبی، چه مانتوی قشنگیی[چشمک]

شیوا

رااااااااست می گی کوثر؟! من واقعا الان شگفت زده شدم!چه جالب!من واقعا خوشحالم که کامنت 6666اوم رو من برای شاید کمی بهتر گذاشتم. ایشالا اگه عمری باقی بود 6666666666666اومیم خودم میزارم[نیشخند]

روشن

سو تغذیه ی روحی دارم!

فاني

شخصا نتونستم بي تفاوت باشم !

elham

عزیزدلم منم خیلی خوشحال شدم [ماچ]