« آ مد » با تشدید به روی میم

 اسمش آقا محمد بود که به اختصار « آ مد » با تشدید به روی میم تلفظ می شد . هنرستانی که بودیم تازه مغاره اش را باز کرده بود . یک مغازه ی چند متری کوچک که فقط جا برای یک دستگاه کپی و پرینت و 2 نفر آدم بود . با وجود ناشی و دست و پاچلفتی بودنش ، تمام کارهای پرینت مان را همانجا انجام میدادیم . نکته ی مثبتش این بود که فردایش کلی سوژه برای تعریف کردن در مدرسه پیدا میکردیم . طفلی آ مد میشد سوژه ی ما ... آ مدی که تمام نمره های ژوژمان مان را مدیونش بودیم . بعد از مدرسه آنجا پاتوق ما و یک گله پسربچه دبستانی بود که با فریاد « سلام آ مد » وارد مغازه می شدند و به هرچه آرامتر کار کردنش کمک می کردند . گاهی پیش آمده بود که 3 ساعت تمام برای 4 تا پرینت رنگی در مغازه اش معطل می شدیم .

اما حالا روی صندلی ای در مغازه ی آ مد نشسته ام و یک ساعتی می شود که منتظرم کار پرینتم تمام بشود . ولی دوست دارم این معطلی بیشتر کش بیاید . مغازه اش بزرگ شده و دیگر یک مغازه ی چند متری کوچک و داغون نیست . خودش هم کلی زیردست دارد و دیگر استادکار محسوب میشود . آن بیرون باران می آید و آ مد به من اطمینان خاطر داده که کارهایم را در کاوری می گذارد که خیس نشوند . من هم به او اطمینان خاطر داده ام که عجله ای ندارم تا هرچه میتواند دیر تر کارم را راه بیندازد . که من بتوانم با خیال راحت زل بزنم به این خیابان باران زده و تمام خاطرات 6 – 7 سال قبل را مرور کنم . مسیر مدرسه تا ایستگاه اتوبوسی که قدم به قدمش مثل یک نگاتیو 1000 تایی لحظه ها را در خودش ثبت کرده است . هنرستانی که حالا اصلا دلش را ندارم داخل کوچه بشوم تا ببینم چه بلایی به سرش آمده . شاید هیچوقت این کار را نکنم تا آخرین تصویرم از آن در ذهنم بماند : یک ساختمان قدیمی سفید با دیوارهایی لک شده از ترقه های چهارشنبه سوری !

پ.ن :‌

اتوبوس نوشت 2

اتوبوس نوشت 3

اتوبوس نوشت 4

/ 12 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روشن

هرموقع از کنار مدرسه م میگذرم...چشامو میبندم!!قلبم تیر میکشه برای روزهایی که گذشت!!

يه قطره بارون

خاطرات مدرسه هيچ وقت از ذهن آدم پاك نميشه . من هم مشابه اين ها كه نوشتي تعريف كردني از اون زمان زياد دارم . [لبخند]

فاني

تو آ مد داشتي يكي ديگر ابراهيم ... هر كسي يكي را دارد !

مدرسه همیشه برام مقدس بوده. چون خودمونم اون موقعها مقدس تر بودیم احتمالا. هنوز خیییلیی از بدیها رو به چشم ندیده بودیم و برای همین باور نمی کردیم که هستن

فرزاد

ما تو مدرسمون تمام این امکاناتو داریم! یعنی تا این حد مدرسه باکلاسی داریم :)

رها

مدرسه هایی که من توشون درس خوندم همشون چون سنشون زیاد بود خراب شدن :|| :(