وقتی خدا هوای دلت را دارد ...

بعضی اوقات دوست دارم در کمال خودخواهی خدا را فقط برای خودم کنم . مثل امشب ! که حاضرم قسم بخورم برفی که بارید فقط بخاطر دل من بود . تصور کن پایت را بیرون بگذاری و با اولین قدمی که برمیداری اولین دانه ی برف روی زمین بیفتند . بعد تمام مسیر را قدم زنان به دانه ها نگاه کنی که آرام آرام درشت میشوند . سرت را رو به آسمان بگیری و برف را ببلعی . چشمانت را ببندی و برف تمام صورتت را بپوشاند . بلند بلند بخندی و از حیرت دیدن اینهمه زیبایی دهانت بسته نشود !! بعد هم که رسیدی خانه برف قطع شود ...

حاضرم قسم بخورم که هیچ وقت در عمرم برف را اینطور درک نکرده بودم . گاهی به اینکه خدا دوستم داشته باشد شک میکنم . ولی من خدای خوش ذوقی دارم . فکرش را هم نمیکردم برای امروزم همچین نقشه ای داشته باشد !!

+ عکس برف امشب 

/ 9 نظر / 9 بازدید
روشن

میشه سفارش منم به خدا بکنی؟

زهرا رحمانی

منم یه بار باخداقهرکردم برا ی اشتی ازش بالجبازی بارون خاستم همون لحظه اومد بعدش گفتم نخیر این الکی بود اگه راسته رهدوبرق دارشم کن باور کنید چنان رعد وبرقی زد که زمینم لرزید منم زدم زیر گریه[گریه]از ترس بعدشم تا خوابگاه با خودم و به کارم [نیشخند]می خندیدم

زهرا

پرشین بلاگ را خدا آزاد کرد؟؟؟ یعنی من الان نظر بذارم تایید میشه؟ یک دو سه امتحان میشه...[متفکر]

زهرا

[هورا][هورا][هورا] خب بریم سر اصل مطلب * من ترجیح میدم خودخواه باشم اما ناامید نباشم از داشتن خدا.با این دید خودخواهخی خیلی هم خوبه :)

[لبخند]

[لبخند]