15

زینب 12 سال دارد.ماسک روی صورتش نمی گذارد چهره اش را ببینیم.از زینب فقط چشمان بدون مژه و ابروی نقاشی شده دیده می شود.

خواهر بزرگش کنار او روی تخت نشسته و فقط خسته ما را نگاه می کند. جلوی زینب کتاب شازده کوجولو را می بینم ! کاغذ را جلویش می گذاریم و می گوییم آرزویت را نقاشی کن. بدون معطلی نقاشی اش را با کشیدن خانه شروع می کند.

 زینب همینطور که نقاشی می کند حرف می زند:

 

ما یه خونه ی بزرگ داریم. خیاط خونمون خیلی بزرگه!!حوض ماهی داره. پر از گل و درخته.من با خواهر هام همیشه تو حیاط بازی می کنیم.روبهروی خونمون یه پارک سر سبز هست.خیلی قشنگه!وقتی تابستون می شه همه میان روستای ما.میان پارک جلوی خونمون!تابستونا روستامون خیلی شلوغ می شه.آخه می دونی؟خیلی روستای قشنگی داریم. خونمون انقدر بزرگه که می شه راحت توش قایم موشک بازی کرد. من واقعا خونمون رو دوست دارم. اما حیف که خیلی کم به خونه می رم.همیشه بیمارستانم. فقط 15 روز خونه می مونم و بعد 15 روز دوباره یه هفته بیمارستانم. تو این 15 روز خیلی بهم خوش می گذره. اما زود می گذره. می دونی؟ این 15 روز هم همه اش نگرانم که تموم بشه. اینها نمی زارن من خونه بمونم.دلم برای خونه تنگ شده...

 

خواهرش هنوز خسته نگاه می کند.و زینب آدرس خانه شان را به ما می دهد تا یک روز به خانه شان برویم.خانه ای زیبا که می شود آرزوی  15 روزه ی یه دختر سرطانی...

حالا نقاشی اش هم تمام شده.. یک خانه ی بزرگ با سقف رنگارنگ و یک حوض ماهی و باغچه ی پر از گل در حیاط این خانه ی نقاشی....

با زینب و خواهرش خداحافظی می کنیم و زینب کتاب شازده کوچولویش را شروع به خواندن می کند.

/ 29 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم علوی

[رویا] وای خدا امروز همه ی فایل ها و درایو هام حذف شدن من چه سرخوشم خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

مریم علوی

راستی تو بلاگ بابات من از طرف تو به خاطر کامنتت معذت خواستم یه کم خود دار باش دخترم

نعیمه

مرسی عزیز ٍ مهربون.ببخش اگه بد باهات حرف زدم[ناراحت]... ممنون واسه همه دعاهایٍ خووووبت[ماچ] مرسی و مرسی و یه عالمه مرسی بازم(!) که با اینکه سرت شلوغه اما اومدی پیشم.[قلب] اون قضیه هم حماقتم بود.واسشم کلی بها دادم و هنوزم دارم میدم!

زهرا ناظمی

سلام کوثر جان .... لینک رو تغییر دادم.. موفق باشی عزیزم

زهرا ناظمی

سلام کوثر جان .... لینک رو تغییر دادم.. موفق باشی عزیزم

یاشار

درود

مونا

نمیخوای آپ کنی؟

نعیمه

دعا کن دوستِ خوبم.همه ش تقصیر خودم بود.دعا قشنگترین کار واسمه...ممنوون[ماچ][قلب]

رها

امثال زینب ها خیلی زیادن با یه عالمه آرزوهایی که به اکثرشون نمیرسن :(