پروژه نوشت 2

1 . خیار خرد میکنم ... شاید اگر با مداد رنگی نبود بهتر بود !

گوجه ها را ریز میکنم ... موهای کله اش باید بیشتر میشد . کاش صفحه ام بزرگ تر بود !

هویج رنده شده ... آه هویج هویج ! چقدر برای صفحه ی زمستانم به او نیاز دارم .

فلفل ... صورتش باید بهت زده باشد !

فلفل ... اگر لبخند بزند بهتر نیست؟!

فلفل ... آخ تند شد ... خیلی تند شد !!

سالاد تند را با یک لیوان آب یخ کنار دست بابا میگذارم و یک لبخند کشدار تحویلش میدهم و میگویم شاید بهتر باشد سالاد را با آب یخ قورت بدهد ! آش گرم شده را میخوریم . تمام که میشود مامان زنگ میزند و میگوید آش کهنه شده ... بریزش دور! و من به ظرف خالی آش نگاه میکنم و میگویم : ... چشم !

صبح با درد معده از خواب بیدار میشوم . به بابا تلفن میکنم : حالتان خوب است؟!

حالش خوب است ... با خیال راحت درد معده ی خودم را تحمل میکنم ... مامان جان ! میشود هیچوقت نروی ؟!

2 . فکر نمیکنم موسیقی فقط به حس شنوایی مربوط باشد . من شنیده ام آهنگ هایی که عطر بهار نارنج دارند . یا حتی آهنگ هایی که تصویر دارند . تصویر یک جای شاید خیلی دور ! آهنگ هایی که یک جور عجیبی به گذشته وصل شده اند . یک جور عجیبی تبدیل شده اند به یک روز در سال هزار و سیصد و چند و هیچوقت تغییر نکرده اند ...

 

3 . می شود فراموش کرد

اگر این خواب های لعنتی نباشند و

روحت گیر نکرده باشد در خانه ای که شبیه خاطراتت است

میشود فراموش کرد

اگر هیچوقت خواب ندید ...

/ 13 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزاد

زن ها سالاد درست کردن بلد نیستن! هیچ وقت نمی تونن خیار و گوجه رو با اندازه های یکسان خرد کنند! قبول کن نمی تونن! اما مرد ها استاد درست کردن سالادن...

فاني

وقتي مامان خونه نيست آدم تازه مي فهمه كه نمكدونها هم خالي ميشن ...

بهار

خراب این پستای قشنگتم من[گل][گل]

رها

فقط تو خواب تکرار نمیشن. خیلی وقتای دیگه هم هستن. آهنگا رو موافقم. بعضی آهنگا به یه جایی یا یه روزی یا یه صحنه ای از گذشته وصل شدن انگار

دختری خواهم شد از جنس خدا

ازت بعید بود این کارای خانه داری رو نتونی انجام بدی با داشتن یه خونه تو یه شهر دیگه[نیشخند] معده ات قرتیه! زود قاطی میکنه! هاهاه اپیم

روشن

میشود فراموش کرد اما سخت و دشوار!! شود اما به خون جگر شود!!

فاني

طعم مواد تو سالاد وقتي مشخص ميشه كه رنده شده باشه !

ریحانه

دوسداشتم وقتی مامانت گفت آشو بریز دور قیافتو میدیدم[نیشخند]