آرزوهای کشکی

1- یادم نمی آید آرزوی ماهی بودن کرده باشم . ولی خواهرم میگوید کوچک که بودم دوست داشتم ماهی بودم ! این غیر منطقی ست . راستش ماهی ها خیلی دردناک میمیرند ! من مرگ دردناک را دوست ندارم . دلم نمیخواهد زجر کش شوم . تمام شدن ناگهانی را ترجیح میدهم . مثل در خواب مردن یا له شدن زیر تریلی ... اینجوری دردش هم کمتر است ! خدا هم سورپرایزم میکند ... ولی خواهرم اصرار دارد بگوید که من علاقه ی عجیبی به ماهی شدن داشته ام ! هنوزم صحنه های دلخراش خودکشی ماهی های حوض خانه مان را به یاد دارم . وقتی روزی یک جنازه ی ماهی در یکی از گلدانهای لبه ی حوض کشف میشد و من جیغ و گریه ام به آسمان میرفت و مثل مادری که فرزندش را از دست داده برای تک تک شان اشک میریختمو مرثیه میخواندم !! آنوقت چطور ممکن است که من آرزوی ماهی بودن کرده باشم ؟!

خواهر من اشتباه میکند ... من از بچه گی آرزوی پرنده بودن داشتم ! هنوز هم عاشق مستند هایی هستم که در مورد پرنده ها میسازند . وقتی دوربین از دید پرنده از لابه لای صخره ها عبور میکند بی هوا دستانم را باز میکنم و بال بال میزنم . با این حال یک بار بیشتر سوار هواپیما نشده ام و از شانس بدم صندلی ام کنار پنجره نبود ! من عاشق ارتفاع و سرعتم ... عاشق اینکه روی پل هوایی بایستم و رد شدن ماشینها را از آن بالا تماشا کنم . عاشق شهربازی و اسباب بازی های مرتفع و سرعتی اش هستم ... هرچیزی که حس پرواز را القا کند دوست دارم !

با این همه بچه که بودم عین احمق ها آرزو نکردم خلبان بشوم ... !! یک آرزوی خرکی کردم و خدا هم نامردی نکرد و برآورده اش کرد ! حالا شده ام تصویر ساز آرزوهای کودکیم ...

2- من که داشتم شادترین آهنگ گوشی ام را گوش میکردم و یک داستان که پر از مایه های طنز بود را میخواندم ... حتی یک لبخند هرچند کج و کوله هم روی لبم داشتم ! با مریم هم که خوب خداحافظی کردم و صبحش هم برای اولین بار دانه های برف را دیدم ... پس آن بغض و اشک لعنتی چه بود که صورت مسخره با خنده ی کج و کوله ام را مسخره تر کرد ؟!

اصلا این اتوبوسها و جاده ها نصف کرایه ای که میگیرند برای اشک های طول مسیر است ... 

/ 18 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشید ب

می دانستید ماهی ها موجودات فوق العاده فراموشکاری هستند؟ حداکثر خاطره چند ثانیه قبل رو به خاطر میارن شما ماهی دوست داشتی. حق با خواهرجانه فک کنم لینک فرمودیم :)

گلی

[نیشخند]

Socks

سلام دوست عزیز, درصورتی که نیاز به اکانت ساکس داری آی دی زیر تماس بگیرید. mehtism@yahoo.com فقط 2 هزار تومان

پریسا

سلام به دوست خوبم.منم اومدم سر زدم. حتما بیا که کلی مطلب آپدیت کردم

وارش

[گل] اگر ماهی بودی و مرغ ماهی گیر به منقار می کشید ترا پرواز را هم تجربه می کردی ....

پوریا

سلام دوست عزیز. وبلاگ زیبایی دارید. آدم توی بلاگ شما واقعا احساس راحتی می کنه! نوشته هایی خوبی داری. نمی دونم عکس های مربوط به نوشته هات رو از کجا میاری اما فوق العاده به مضمون نوشته هات مربوطن! منم یک بلاگ دارم که خوش حال می شم افتخار بدی و بیای. حاضر به تبادل لینک هم هستم اگه بخوای. www.CafeBaroon.ir اگه اومدی حتما بهم خبر بده که با چه اسمی لینکت کنم. ممنونم به امید همکاری بیشتر

پریسا

سلام, یارانه های عید هم اعلام شد,خبرهای جدید رو می تونی توی سایتم بخونی. راستی عید شما هم مبارک پیشاپیش

زهرا

ماهی های تنگ آخرش خسته میشن...زندگی براشون تکراری میشه...به هن و هن میفتن جوری که انگار دارن التماست می کنن منو ببر یه جای بزرگتر...

رها

تصویر سازی هم خوبه که. تصویر پرواز و پرنده بودن رو هم میتونی درست کنی راحت !

رها

اتوبوس ها مخصوصا بین شهری ها واقعا یه حس های عجیبی درست میکنن توی آدم!