اتاق خالی

با دستهای کوچک و تپلش دستانم را محکم می کشد . چشمانش از خوشحالی برق میزنند . می خواهد اتاق جدیدش را نشانم بدهد . وارد اتاقش می شویم...یک چهار دیواری تنگ و تاریک که به بیرون پنجره ندارد . یادم می آید من هم برای داشتن همین اتاق انقدر ذوق داشتم! ذوق داشتن یک اتاق مستقل !! اتاقی که قبلا مال برادر بزرگتر بود و حالا به من میرسید . از آن روز به بعد اتاقم امنترین جای خانه بود ... رازهای کودکی ام را روی دیوار و کمد هایش می نوشتم . انقدر مخفیانه که فقط خودم جایشان را میدانستم . چیزهایی که دوست داشتم را امنترین نقطه ی اتاق پنهان میکردم و تا همین 5 ماه قبل گهگاهی سری به این چیزهای قایمکی میزدم .

سعی کردم اتاق خالی را با تختم زیر همان پنجره ی چوبی تصور کنم و کمدم را با میزتحریر بهم ریخته اش کمی آنطرفتر ببینم . اما یکباره 16 سال خاطره روی سرم خراب میشوند و یک بغض به بزرگی همه ی این 5 ماه دوری خفه ام میکند .

به چشمان مارال 3ساله نگاه میکنم که حالا اتاق من اتاق بازی اوست ! چشمانش میخندند... چقدر دلم میخواهد آرام دستانش را بگیرم و در گوشش بگویم حواست به دیوارهای اتاقت باشد! 

/ 10 نظر / 29 بازدید
اسما

[ناراحت] یه بار که بحث عوض کردن خونه بود،بهار خیلی گلایه کرد و غصه خورد.گفت دلم تنگ میشه برا خونمون..... بهش گفتم،زندگی همینه....یه روزی از این خونه میریم.... یه روزی از این محله... یه روزی از این شهر... یه روزی از این کشور... حالا میبینم همه حرفام اتفاق افتاده.کی فکرشو می کرد اینقدر زود این همه تغییر رخ بده؟؟؟ شاید 5،6 سال پیش هیچ کدوممون باورمون نمی شد که امروز روزی اینقدر پراکنده باشیم....تو چند نقطه دنیا....حتی دیگه تو یه شهرم نباشیم....!!! راستی یادم رفت بگم بالاخره یه روزم از این دنیا برای همیشه خداحافظی می کنیم...هممون [لبخند] ......

اسما

مرسی قبلا صرف شده.....جام اصن خالی نبود[نیشخند][عینک]

زهرا

اتاق امن ترین جای زندگیه واسه هر کسی.اینکه خیالت جمعه که وقتی یه جای دیگه هستی بعد از یه مدت می تونی برگردی به اتاق خودت و خاطرات و حرفای یواشکی .... می دونی...دارم فکر می کنم آیا روزی میاد که من جایی بنویسم:هیچ وقت فکرشو نمی کردم روزی برای همیشه از اتاق کودکیم خداحافظی کنم و دیگه نتونم ببینمش.[رویا] ولی خب!آدم کم کم عادت می کنه و یاد می گیره که هیچی ثابت نیست[لبخند]

نبضگیر

خیلی ها هم اطاقشان با تمام خاطراتش زیر آوار ماند[ناراحت]

اسما

تولدت با چند روز تاخیر مبارک کوثر جان :-**

موفقیت در کمین شماست

امروز گامی برای موفقیت برداشته اید؟ مجموعه ی آموزشی سریع خوانی همراه با نرم افزار ارائه شده توسط استاد بزرگ کتاب خوانی جهان مجموعه ی 7 راز بزرگ انگیزه مجموعه ی آموزشی استفاده از قدرت حافظه مجموعه ی آموزشی استفاده بهینه از شرایط بد و بدشانسی ها مجموعه ی آموزشی تفکر تحول برانگیز مجموعه ی آموزشی تمرکز جادویی مجموعه ی آموزشی راه های اجرایی کسب ثروت مجموعه ی آموزشی مثبت اندیشی و اعتماد به نفس مجموعه ی آموزشی پیروزی در تعاملات روزانه بسته ی آموزشی نکات طلایی برای موفقیت دانشجویان بسته ی آموزشی نکات طلایی در صحبت کردن با کودکان زود دیر می شود 1393974891

ادمک برفی من

چطوری کوثرییی؟؟؟ خیلی وقته نیومدم اینجا ولی هنوزم مث قدیم حس و حال گذشته رو دارههههههه... راسی کتایونمااااا.. بیا پیش مااا بووووووووووووس

yegane

jalebe vaqean