شاید کمی بهتر


حسرت نبرم به خواب آن مرداب

کارام درون دشت خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان

دریا همه عمر خوابش آشفته است

سلام...

امتحانات پیش دانشگاهی از یه طرف،ژوژمان و نمره های میان ترم دانشگاه هم از طرف دیگه کلی خسته ام کردن!همه چیز یهو افتاده به جونم.می دونم این ترم هم دانشگاه و هم مدرسه رو گند می زنم.از خیلی چیزا کفریم.فقط می خوام زودتر امتحانام تموم بشه برم تهران.بعد امتحانام می خوام یه مدت فقط به خودم فکر کنم.تا وقتی که اوضاعم روبه راه بشه برنامه ام همینه!
پ.ن:استاد تصویر سازیم گفته کارم رو می فرسته خوارزمی...یکی دیگه از کارام هم قراره برای جشنواره ی مولانا ارسال بشه!دعا کنید برنده بشم!!
پ.ن:بد جوری رو در و دیوار دنبال آگهی استخدام می گردم...امروز تو ایستگاه اتوبوس یکیشو کشف کردم!!زنگ زدم...گفتن پاشو بیا حضوری صحبت کنیم...زکی...کی می ره اینهمه راهو...
پ.ن:محض اطلاع دوستان شعر بالا هیچ ربطی به نوشته هام نداره...
دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٧ | ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ | | نظرات () |
Design By : nightSelect.com