شاید کمی بهتر


همیشه فکر می کردم بازار تبریز جای تاریک و خفه ایه.هیچ وقت نمی تونستم تصور خوبی از این بازار بزرگ و مشهور داشته باشم.
از زمانی که برای رفتن به دانشگاه مجبورم از بازار رد بشم نظرم نسبت بهش عوض شده.یه جورایی دلم می خواد همه جاش سرک بکشم.اون معماری عجیبش رو ببینم و کیف کنم.بچه هایی رو ببینم که آویزون مامانشونن تا براشون اسباب بازی بخره.خانومایی که دارن با ذوق و شوق جنسها رو می بینن و اظهار نظر می کنن.آقایونی که از ترس خالی شدن جیباشون عقب می ایستن و اخماشون حسابی تو همه!!بازار همیشه شلوغه.تو این مدت حتی یک بارم نشده که جلوی مغازه ها توقف کنم و ببینم اینجا چی داره که مردم رو از همه جای ایران می کشونه طرف خودش.فقط محو تماشای مردم و خرید کردناشون بودم.
شاید بالاخره یه روزی راز این بازار بزرگ رو کشف کردم...

پ.ن:روز جهانی گرافیک رو به همه ی گرافیست های عزیز مملکتمون (مخصوصا خودم)تبریک می گم...(یکی منو تحویل بگیره)

یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ | ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ | | نظرات () |
Design By : nightSelect.com