شاید کمی بهتر


هفته ی اول:به به من چه قدر خوشحالم که هم می رم دانشگاه و هم می رم مدرسه.من خارق العاده هستم!چه استعدادی به به...به به...به به دانشگاه خیلی خوبه...مخصوصا وقتی استاد هات کسایی باشن که قبلا در مدرسه ملاقات کردی!!به به تو مدرسه به خاطر قبولی بهم جایزه می دن...اسمم رفته رو پلاکارت خانه ی فرهنگ...به به اسمم و عکسمم که تو مجله ی قلمچی هست...به به من فوق العاده هستم!

هفته ی دوم:اه اه این چه وضعه شه هر روز جنازه ام می رسه خونه...هم مدرسه هم دانشگاه؟؟آخه مگه آدم چقدر کشش داره!اه اه دانشگاه چی بود که من انقدر خودمو براش هلاک کردم...استاد هایی که الان بهشون می گم استاد همونایی هستن که تومدرسه بهشون می گم خانوم اجازه!!اه اه آدم یه ذره باید تو زندگیش تنوع داشته باشه خب...اه اه این اسم ها چیه الکی چسبوندن به در و دیوار...انگار قله ی اورست فتح کردیم...این مسخره بازی ها چیه ...ای باباااااااااا آقا جمهش کنید این بساطو...

پ.ن:اربعین حسینی رو به همه ی عاشقان حسین(ع) تسلیت می گم...قراره مثل هر سال شله زرد احسان کنیم...به جای همتون قول می دم موقع هم زدنش دعا کنم...

پ.ن:آقای نزار القطری هم که ایرانی بودن و ما خبر نداشتیم...الحق و الانصاف که هر چی آدم اهل دله آخرش ایرانیه...اما خدا اجرش بده...محرم امسالمون رو بهتر از هر سال کرد...ایشالله تو این مدتی که ایرانه روزای خوبی براش باشه...

دوشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٦ | ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ | | نظرات () |
Design By : nightSelect.com