شاید کمی بهتر


سلام...می خواستم هفته ی دیگه در مورد اولین تجربه ی دانشگاهیم بنویسم.اما دیدم نمی تونم یه هفته صبر کنم.الانم که هنوز کلاسامون شروع نشده که بخوام چیزی در موردش بنویسم.هرچه قدر فکر می کنم می بینم این روزا هم اتفاق خاصی نیفتاده تا بخوام با آب و تاب براتون تعریف کنم.چیز قشنگی هم دم دست ندارم برای نوشتن.مخمم برای نوشتن متون احساسی اصلا کار نمی کنه!!که این روزا اصلا تو حس و حال رمانتیک و این حرفا نیستم.با همه ی اینا دلم می خواست آپ کنم!!مسخره ست نه؟؟

پ.ن:با گذشت این همه سال که در حرفه ی تایپ بنده بسیار خبره شدم هنوز در زدن کلید "پ" مشکل دارم!!مسخره ست نه؟

پ.ن:تقریبا 2 ماهی می شه که بدجوری دلم مسافرت می خواد.تو این مدت هم همه رفتن مسافرت الا من...مسخره ست نه؟!!

پ.ن:فردا امتحان زبان دارم و هیچی نخوندم!!!البته خب خوندن و نخوندن من هیچ فایده ای نداره چون در هر دو حالت چیزی تو مخم نمی ره!!مسخره ست نه؟

پ.ن:نظرتون در مورد قالب وبلاگم چیه؟؟؟راستش از بین چند تا قالب خوشگل با بدبختی اینو انتخاب کردم.البته هنوز دلم پیش اون یکی ها مونده!!مسخره ست نه؟

پ.ن:راستی چند ماهی می شه که برای وبلاگم آهنگ گذاشتم اما هیچکس نظری در موردش نداد...مسخره ست نه؟

پ.ن:امروز که حرفی برای گفتن نداشتم اندازه ی همه ی روزا حرف زدم....مسخره ست نه؟

شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٦ | ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |
Design By : nightSelect.com