شاید کمی بهتر


دوستان عزیز سلام.سلام به شما و خداحافظ به کوثر 

راستش میدونید وقتی قرار شد که کوثر برهمن خیلی خوشحال شدم،یعنی انگاری که خودم رفته باشم مکه،اما حالا که رفته من همش تو این فکرم که کی برمیگردهمیتونید تصور کنید؟۲هفته من با کوثر بای بای.........موقعی که رفتم خونشون برا خداحافظی کلی با هم حرف زدیم و کلی هم بهش سفارش کردم که برام دعا کنه،اون روز شاید به جرات بتونم بگم که بهترین روز زندگیم بود،روزی که با اینکه از کوثر جدا میشدم ولی با این حال قند تو دلم داشت آب میشد،چون من و کوثر نداره که وقتی اون میره مکه انگار که منم رفتم و به همون اندازه خوشحالم........

راستش پیشنهاد آپ وب مال من بود بهش گفتم که وقتی نیستی میخوام وبتو آپ کنم اونم با کمال میل قبول کردالان که من در حال نوشتم کوثر تو مدینه داره برا خودش عشق میکنه،خوش به حالشامروز بعد از مدتها که با کوثر دوست هستم،احساس تنهایی کردم ولی بعدش به خودم گفتم:آخه دختر،این کارا یعنی چی؟اگه به این فکر کنی که الان کوثر تو چه حالیه و چقدر داره لذت میبره تو هم شاد میشی،و همین طورم شدا..........

من مثل کوثر بلد نیستم حرفای قشنگ قشنگ بزنم،قلمبه سلمبه هم نمیتونم صحبت کنم فقط میخوام اینو بگم:

کوثرم،با اینکه ازم کیلومتها دوری ولی هنوزم تو قلبمی.

راستی من پاک یادم رفت که خودمو معرفی کنمبا اجازه ی بزرگترا من مونا هستم.

یکشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٦ | ٦:٥۸ ‎ب.ظ | | نظرات () |
Design By : nightSelect.com