شاید کمی بهتر


سلام!

الان که دارم اینا رو می نویسم شبه!! یعنی روزه اما شب شده.منظورم اینه مه روزه اما مثل شبه!!ای بابا خودمم قاطی کردم چی گفتم.منظورم اینه که انقدر هوا ابریه که خونه تاریکه تاریک شده و بد جوری هم داره بارون میاد.نمی دونم شما کدوم شهرید.اما تو شهری که ما هستیم خیلی آسمون گریه می کنه.روزی نیست که دلش نگیره.همیشه ی خدا گوله گوله اشکاش می ریزه رو کلمون بدون اینکه توجه کنه داره با اشکاش (که خیلی هم سنگیه)گیلاسای درخت حیاطمون رو خراب می کنه.اما خب نمی شه که بهش بگیم گریه نکن.خب اونم دل داره دیگه!!مگه نه؟؟

اتفاقا چند وقت پیش معلم طراحیمون ما رو برد ائل گلی تا از فضای اونجا طراحی کنیم.تا حالا ائل گلی رو به این خلوتی ندیده بودم.تا خواستیم طراحی کنیم بارون گرفت و تمام کاغذامون رو خیس کرد.ما هم عین دیوونه ها زیر بارون می دویدیمو جیغ می کشیدیم.چقدر خندیدیم اونروز.البته معلممون اونروز بد جور سرما خورد.طفلک!!

13 اردیبهشت هم مدرسه ما رو برد اردو.تاحالا اردو انقدر بهم خوش نگذشته بود.با معلمها کلی بازی کردیم.از وسطی گرفته تا فوتبال.(اما تو وسطی زدن معلمها چه کیفی داشت!!!)

حیف!!!دیگه تموم شد...هر چند تابستون تو مدرسه کارآموزی می بینیم و دوباره باهمیم!!اما بازم کلاس درس نمی شه...دیگه دلم به3-4 ماه پیش دانشگاهی خوشه!!!(البته اگر از کنکور قبول بشم یعنی می شه؟؟)

چقدر حرف زدم.امتحانات نزدیکه خوش به حال شمایی که امتحان می دیدو راحت می شید من تازه باید به فکر کنکور باشم!!در هر حال امیدوارم که موفق باشید.منو هم دعا کنید.

دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٦ | ٤:۳۱ ‎ب.ظ | | نظرات () |
Design By : nightSelect.com