شاید کمی بهتر


گاهی وقتها خیلی سکوت می کنم.طوری که حرف زدن یادم میره!انقدر تو سکوت خودم غرق می شم که اطرافم رو نمی بینم.دوست دارم فریاد بزنم،اما نمی تونم.دنبال کلمه می گردم تا حرفمو بگم،اما انگار تمام کلمه های دنیا با من قهر کردن!خیلی سخته وقتی بخوای با یکی حرف بزنی اما احساس کنی لبهات به هم دوخته شدن و هیچی نتونی بگی!فکر نکنی افسرده ام!!یک وقت فکر نکنی دارم آه و ناله می کنم و از تنهاییهام می گم!!!برعکس می خوام بگم که چقدر خوشبختم.اما نمی تونم.از سکوت خودم خسته شدم...

*یک مهربون به من گفت:می دونی چرا به دیوانه ها می گن دیوانه؟!برای اینکه اونها هر احساسی که دارند رو به زبون میارن.فرقشون با آدمای معمولی که ادعا می کنن دیوانه نیستند تنها در همینه.با خودم گفتم خوبه گاهی اوقات آدم دیوانه باشه...!!!

یکشنبه ٥ شهریور ۱۳۸٥ | ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ | | نظرات () |
Design By : nightSelect.com