شاید کمی بهتر


سلام به دوستای خوبم!

امیدوارم که حالتون خوب باشه.

می گم تا حالا شده پدر یا مادرتون مثلا بگن وقتی به سن تو بودیم فلان کار رو می کردیم؟؟؟!!!!

دایییم پرسید:"چطور به مدرسه می روی؟"

گفتم:" با اتوبوس."

داییم لبخند زد و گفت:"من وقتی به سن تو بودم پا برهنه می رفتم،آن هم دوازده کیلومتر."

داییم پرسید:"چقدر بار می توانی برداری؟"

گفتم:"اندازه ی یک کیسه گندم."

داییم خندید و گفت:"وقتی به سن تو بودم ارابه می کشیدم و گوساله از جا بلند می کردم."

داییم پرسید:"چند بار تا به حال دعوا کرده ای؟"

گفتم:" دو بار هر دو بار هم کتک خورده ام"

داییم گفت:"وقتی به سن تو بودم هرروز دعوا می کردم،یک ذره هم کتک نمی خوردم."

داییم پرسید:"چند سالته؟"

گفتم:" نه سال و نیم."

آن وقت دایی بادی به غبغب انداخت و گفت:"من وقتی به سن تو بودم...ده ساله بودم."

جالب بود؟!!امیدوارم که خوشتون اومده باشه.

خوابهایتان رنگین...آرزوهایتان دورادور...پیروزیتان نزدیک باد

جمعه ٢٤ تیر ۱۳۸٤ | ۳:۳٢ ‎ب.ظ | | نظرات () |
Design By : nightSelect.com